عبد الحي بن الضحاك بن محمود الجرديزي ( گرديزى )
405
تاريخ گرديزى ( زين الأخبار ) ( فارسى )
بر آنجا بتوانست گذشت . [ 1 ] و پس لشكر را برين پل گذاره كرد ، و خود گذاره شد . و چون خبر يمين الدوله بما وراء النهر رسيد ، هزاهز [ 2 ] اندر اهل آن ديار اوفتاد ، و ملوك آن ديار متحير شدند . اول كسى امير چغانيان بود ، كه به خدمت او آمد با همه لشكر خويش ، و خود را عرضه كرد ، و خدمتى كه توانست بكرد . و پس خوارزمشاه حاجب التونتاش با همه لشكر خويش بنزديك امير محمود آمد . و پس امير محمود بفرمود : تا سراى پردهء بزرگ بزدند ، چنان كه ده هزار سوار را اندران سراى پرده جاى بود ، و يكى سراى پردهء ديگر خاصهء او از ديباى شسترى لعل بزدند ، و ستارهء او و خر پشته از ديباج نسج . پس فرمود تا لشكر را تعبيه كردند ، ميمنه و ميسره و قلب و جناحين بساختند و فرمود تا زرادخانه [ 3 ] اندر قفاى هر تعبيه ( 239 ) بداشتند ، و فيلان با برگستوان و پالان بيستانيدند ، [ 4 ] و پس فرمود تا بيكبار بوق و دبدبه و دهل و طبل بزدند ، بر پشت فيلان تهالى [ 5 ] و آيينهء فيلان [ 6 ] و مهرهء سپيد [ 7 ] و
--> [ ( 1 - ) ] اين پل بستن بر آب آمو را فرخى چنين ستوده است : بر آب جيحون پل بستن و گذاره شدن * بزرگ معجزهيى باشد و قوى برهان بر آب جيحون در هفتهيى يكى پل بست * چنان كه گفتى كز دير باز بود چنان ( ديوان فرخى 25 ) . [ ( 2 - ) ] هر دو : هزار هنر ؟ كه صحيح آن هزاهز است . بيهقى گويد : و هزاهز در سراى افتاد ( ص 124 ) هزاهز و هزهزه تحريك بلايا و جنبانيدنست ( تاج المصادر و قاموس ) . [ ( 3 - ) ] زراد : بر وزن بزاز بمعنى زره گر است . و مراد زرادخانه در اين جا اسلحه خانه باشد . [ ( 4 - ) ] اصل : بستانيدند ؟ ب : ببستانيدند ؟ استانيدن بفتحهء الف بمعنى قيام دادن و منع بود . [ ( 5 - ) ] اصل : تهالى . ب : بهالى ؟ ولى شكل اصل صحيح و تهالى در هند طبق بزرگ و پهن فلزى را گويند ( قاموس هندى ) و اين طبق پهن برنجى را به چوب ميزدند تا از آن آواز بر آيد . [ ( 6 - ) ] براى شرح آيينهء فيلان به پاورقى ( ص 170 ) رجوع شود . [ ( 7 - ) ] سپيد مهره نوعى از كرنا كه در عربى شبور گوييد ( مقدمة الادب زمخشرى 405 ) .